بی خیال نداشته هایت، بی خیال غصه هایت...
بی خیال هر چی که تو را نا آرام میکند...
به من بگو ببینم امروز نفس میکشی؟
پس خوش به حالت! عمیق نفس بکش،
عشق را، زندگی را، بودن را...
بچش، ببین، لمس کن...
و با تک تک سلولهایت لبخند بزن که زندگی زیباست...!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۵ شهریور۱۳۹۴ساعت 16:55 توسط بانو

عاقا من هعیییی تصمیم می گیرم اینجا زود به زود به روز شده ولی نمیشه ! واقعا نمی دونم چرا ؟ البته یکی از دلایلش تنوع اپ های مختلف گوشیه از تانگو بگیر تا اینستا و اسکایپ! و البته یکی دیگه از دلایلش اتفاق اخیر بلاگفا بود که حسابی خورد توو ذوق مون :|

 

+ دوستای گلم یه درخواست کوچولو :

ازین به بعد کامنت خصوصی ندین ! اگه سوالی دارین می تونین با یه اسم مستعار سوالتونو بپرسین . با تشکر.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۹۴ساعت 12:35 توسط بانو

خیلی دوس دارم بدون استرس و قضاوت شدن بشینم برا کسی رو در رو ( مجازی نباشه!) در مورد بیماریم صحبت کنم . دیروز این اتفاق افتاد :) بیرون بودم یه دختره شبیه خارجیا بود قیافه اش داد میزد توریسته ! رفتم جلو یه لبخند زدم اونم لبخند زد بعدش پرسید که می تونم انگلیسی صحبت کنم ؟ گفتم ای بدک نیست می تونم منظورمو برسونم ! عاقا شروع کردیم صحبت سه ساعتی بحث مون طول کشید از سیر تا پیاز چهار سال اخیرو براش تعریف کردم طفلکو به گریه انداختم چنتا عکس ازم گرفت همه شم می گفت خیلی دختر شجاعی ام

 +  این پست به معنای این نیست دوستان مجازیم به اندازه دوستان فیزیکیم ارزشمند نیستن ( توجه داشته باشید واژه ی واقعی رو به کار نمی برم چون واقعا دوست واقعی پیدا نمیشه و بیشترشون صرفا حضور فیزیکی دارند) 

+ نوشته شده در شنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 16:57 توسط بانو |

امروز 10 مرداد 1394 پریود شدم از این تاریخ دیگه فعالیتم شروع میشه مدیونم اگه اینجارو به روز نکنم :)

+ نوشته شده در شنبه ۱۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 19:18 توسط بانو

عاقا کامنتارم جواب میدم مشغولم الان دارم یه کارایی می کنم وبمو برگردونم :)

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ تیر۱۳۹۴ساعت 15:40 توسط بانو

بعد سه سال پریود شدم :) چقد لذت بخشن این دل دردا و نبات داغ خوردناااااااا 

+ نوشته شده در سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ساعت 21:17 توسط بانو |

بلاگفا ازت متنفرم 

+ نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 19:53 توسط بانو

دوست عزیزی کامنت خصوصی گذاشته فرمودن میشه از طریق این وبسایت web.archive.org مطالبی که از دست دادیمو ریکاوری کنیم! کاش یه خورده راهنمایی بدن :(  اصن بلد نیستم چطور باهاش کار کنم . از دوستان اگه کسی می دونه خواهشا راهنمایی بده . 

+ نوشته شده در یکشنبه ۷ تیر۱۳۹۴ساعت 3:36 توسط بانو

شروع دوباره

کاربران محترام و همراهان عزیز سایت مطلع هستند که در ماه اخیر به دلیل مشکلاتی که در زمان انتقال سرورهای سایت به مکان دیگری اتفاق افتاده بود امکان ارائه خدمات بصورت کامل را نداشتیم.
همانطور که قبلاٌ نیز توضیح داده شد بخشی از سخت افزار سایت که آسیب دیده بود برای تعمیر به  شرکتی در آمریکا ارسال شده بود که متاسفانه روند کار بسیار طولانی شده و حتی تاکنون پاسخ قطعی و کاملی در ارتباط با نتیجه کار دریافت نکردیم. تصمیم گرفتیم برای ادامه خدمات سایت از نسخه پشتیبان سالیانه استفاده کنیم. استفاده از نسخه پشتیبان قدیمی قاعدتاً مشکلاتی را به همراه دارد و دسترسی کاربران به نوشته های ماههای اخیر خود با مشکل مواجه شده و حتی کاربرانی که در ماههای گذشته وبلاگ خود را ثبت کردند دسترسی به وبلاگ خود نخواهند داشت هرچند امکان ثبت مجدد آنرا خواهند داشت.
اگر در روزهای آتی در روند تعمیر و بازگردانی اطلاعات پیشرفت حاصل شد مطالب ماههای گذشته به وبلاگها اضافه خواهد شد. همچنین بخشی از مطالب اخیر وبلاگها به مرور  و در چند روز آتی به بخش مدیریت وبلاگها اضافه خواهد شد.
از آنچه پیش آمد عمیقاً متاسفیم. میدانیم که نوشته ها و وبلاگتان برایتان اهمیت داشته و نسبت به آنچه پیش آمده ناراحت و شاید عصبانی باشید اما بدانید بلاگفا زحمت ده ساله ما بوده است و هرگز نمی خواستیم در چنین وضعیتی قرار بگیریم. مشکلات پیش آمده فراتر از تصور و به نوعی غیرمحتمل می رسید اما متاسفانه اتفاق افتاده است. تصمیم گرفتیم که با بازگشت به عقب، شروعی دوباره داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:5  توسط مدیر
+ نوشته شده در شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت 16:26 توسط بانو

اعصابم خیلی تیلیته واییییی این عوضیا چه غلطی کردن????? وبلاگم چرا اینطوری شده????? خدایااااااا کسی جوابگو نیست????? پست های وبلاگم همه پریده تموم خاطراتم ... تموم تجربیاتم :( پدر سوخته ها چیکار کردین??????  

تموم دست نوشته هام از زمستون 92 به این ور پریده هییییچ تازه قبلیام یه خط در میون ده ده تا مطلبارو پروندن!!!!

+ نوشته شده در شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت 16:7 توسط بانو |

خدای من باورم نمیشه بلاگفا درست شد چقد دلتنگت بودم لعنتیییییی :( 

+ نوشته شده در شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت 10:28 توسط بانو

عاقا ما مجبوریم هعی بگیم همه جا امنو امونه هیییییچ دغدغه و مشکلی نداریم :) می دونید چی میگم دیگع!?

+ نوشته شده در شنبه ۱۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 14:37 توسط بانو

صبی توو صف نون سنگک بودم دو نفر جلوم بودن با صدای بلند انگار که بلند گو قورت دادن!!! گرم صحبت بودن ! 

یکیشون که سرش جو گندمی بود برگشت به جوون تره گفت : عباس می دونستی پسر حاج محمود سرطان گرفته!  :( 

 تازه میگن سرطانشم خیلی خطرناکه چند ماه بیشتر زنده نمی مونه ! 

جوون تره ابراز ناراحتی کرد :( و پرسید نگفتن سرطانش چی هست ?

----->>>> چرا گفتن اسمشم سخت بود هاااا .... آها یادم اومد سونامی سرطان گرفته! 

 

+ از یه ور نگران پسر حاج محمود شدم از یه ورم از شدت خنده نمی تونستم خودمو کنترل کنم ! 

فکر می کنم علت این همه ناآگاهی بر می گرده به همون 2 دیقه  مطالعه در سال!!!! 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 14:21 توسط بانو |

عاقا ما قول دادیم اینجا پویا بشه چیکار کنیم سوژه نداریم عاخه??? 

آها یه چیزی یادم اومد ، توو تعطیلات نوروز بودیم شوهرخواهرم گفت بانو توو اینستاگرام فالوت کردم! 

وای اگه منو می دیدین چه ریختی شدم!

دوستانی که توو اینستا هستن مستحضرن بنده لینک وبلاگمو اونجا گذاشتم! هیچی دیگه خواهرم و بالطبع تمامی اقوام پیج رو فالو کردن و وبلاگم واسه همه رو شد، برا همین مث سابق خیلی دستم باز نیست هر چی دلم خواست بگم:) البته البته ..... چاره ای نیست خونواده ی عزیزم باید تحمل کنید اگه نقدی انتقادی یا چیزی که دوس ندارین اینجا نوشته میشه ؛) 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 17:32 توسط بانو

همه جا امنو امان .... هییییییچ خبر خاصی نیست البته به جز سلامتی که بالقوه خاص ترین خبر ممکنه :) 

ازین به بعد اینجا خیلی فعال تر و پویاتر میشم!

+ نوشته شده در سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 21:51 توسط بانو

یازدهمین ماهی عیدمون چند روز پیش دار فانی رو وداع گفت، مراسم تدفینش جالب بود! بچه های داداشم توو گلدون تراسمون با پخش سوره ی فاتحه دفنش کردن! زار زارم اشک میرختن :( 

+ بچه ها خیلی کمرنگ شدین هاااااا دوس دارین منم کمرنگ شم?? اگه نه یوخده اکتیویتی در وکونید:) 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴ساعت 22:54 توسط بانو

از رها کردن نترس
باور کن هيچ کس نمی تواند
چيزي که مال توست را از تو بگيرد
و تمام دنيا
نمي توانند چيزي که مال تو نيست را برايت حفظ کنند
همــه چیــز سـاده استــــــ
زنـدگــی... عشــق...
دوستـــــــ داشتــن... عـادتــ کــردن...
رفتــن... آمــدن...
امــا چیــزی کـه ســــــاده نیستـــ
بـاور ایـن سـاده بـودن هـاستـــــــــــ...
در حسرت گذشته ماندن ...
چیزی جز از دست دادن امروز نیست !
تو فقط یکبار هجده ساله خواهی بود ،
یکبار سی ساله ...
یکبار چهل ساله...
و یکبار هفتاد ساله ...
در هر سنی که هستی ،
روزهایی بی نظیر را تجربه می کنی ،
چرا که مثل روزهای دیگر،
فقط یکبار تکرار خواهد شد ...
هر روز از عمر تو زیباست ،
و لذتهای خودش را دارد ...
به شرط آنکه زندگی کردن را بلد باشی.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۴ساعت 21:47 توسط بانو

اقدام اخیر آنجلینا جولی چه پیامی برای ما دارد?

.

.

.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ فروردین۱۳۹۴ساعت 13:23 توسط بانو

نوروز باستانی 94فرخنده باد. 

+ کامنتای پست قبل رو نشد بخونم!!! در اسرع وقت دوستان :)

+ نوشته شده در شنبه ۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 18:21 توسط بانو

عمل با موفقیت انجام شد بنده الان یک عدد بانوی بیست و شش ساله ی بدون عینک هستم  آخیییی این سنم رو دل همه من جمله خودم مونده بود  . مشغول خونه تکونی هستیم از کمد لباسام 17 تا مانتو، 41 تا شال تابستونی و زمستونی، سه تا پالتو، 9تا شلوار و چنتا از پیرنای مامانم رو جدا کردیم دادیم به یه بنده خدا که قراره ببره به نیازمندا بده. خداییش اکثرشون ترو تمیز بودن فقط ما دیگه نمی پوشیدین واقعا بدونه استفاده مونده بود تو خونه! مامان نمیذاشت لباس یه خورده کهنه رو بذاریم می گفت بهشون بر می خوره ! 

اگه شماهم دوس داشتین می تونید لباسای بدون استفاده و البته تروتمیزتونو سوا کنید و به نیازمندا بدین به خدا خیلیا پول ندارن واسه شب عیدشون حتی یه شال بیست هزار تومنی بخرن :(

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 18:31 توسط بانو

مامان میگه بیخودی داری لازک می کنی ! منم زیر بار نمیرم راستش عید پارسال پسر عموم زن گرفت باورتون نمیشه توو عروسی شون من رسما کور بودم چیزی نمیدیدم:( امسالم دختر عمه ام عروس میشه دیگه نمی خوام مثل پارسال بشه می خوام یه خورده دید بزنم :) والااااااا . . . 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳ساعت 14:35 توسط بانو

پسرداییم 3 ساله شه برگشته جلو همه بهم میگه بانو توهم شلوارتو خیس می کنی ؟    مامانم میگه تا تو باشی دیگه با اینا صمیمی نشی  5تا 5 تا  ببریشون حموم   

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۳ساعت 9:33 توسط بانو

اکنون در چه مرحله ای هستی؟ 

شاد
 - الان شش ماه هست که شیمی درمانی تمام شده و ۴ ماه از آخرین رادیو تراپی میگذره. تا دو سال، هر سه ماه کنترل میشم چون ریسک بازگشت این نوع غده سرطانی در دو سال اول بالاست. اما فعلا کنترل دوم را هم انجام داده ام و همه چیز به خوبی گذشته. دکترها شدیدا بر آروم بودن روح و جسم و جلوگیری از استرس تاکید دارند. 
.

.

                           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۳ساعت 10:15 توسط بانو

اکتبر ۲۰۱۲ در آمریکا بودم که متوجه غده شدم. خیلی اتفاقی متوجه شدم چون غده به اندازه یک سانتیمتر در بالای سینه راست ام بود، یک قلمبه که تکون میخورد. اما چون علائمی را که معمولا غدد بد خیم سینه دارند نداشت و بیمه هم نداشتم، خیلی بیخود و الکی خیالم راحت بود و منتظر شدم برگردم به فرانسه و با استفاده از بیمه فرانسه ام برم دکتر. به دو تا دکتر آشنا نشون دادم که

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ مرداد۱۳۹۳ساعت 9:49 توسط بانو

روز شنبه جراحم دکتر کاویانی رو دیدم خیلی ازم شاکی بود می گفت چرا ۱ ساله کامل مراجعه نکردم بهش مگه مریضش نبودم !!! معاینه ام کرد و ریپورت ماموگرافیمو که دید گفتش سینه ی عمل شده ام سالمه ولی تو مرکز اون یکی سینه ام یه توده ی کوچیک مشاهده میشه باید مجددا مامو + سنو گرافی بشم برا ۲۹ مرداد بهم نوبت دادن . اولش من خیلی ریلکس بودم می گفتم خب برا بررسی بیشتره چش تون روز بد نبینه خواهرم اینا اینقد استرس دارن که به منم منتقلش کردن

+ دوستانی که پیام خصوصی دادن و منتظر ایمیل از بنده هستن تا آخر هفته ی بعد می تونم جوابشونو بدم ببخشید اگه منتظر می مونید :)

+ ۱۳ مرداد باید دکاپپتیلمو تزریق کنم باشد که فراموش نگردد :)

+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ مرداد۱۳۹۳ساعت 12:49 توسط بانو

دکتر امامی رو روز دوشنبه دیدم آزمایش خونم سالم بود ماموگرافی مو که دید گفت باید بررسی بیشتر بشه و حتما برم پیش جراحم دکتر کاویانی البته تاکید کرد نگران نباشم چیز خطرناکی نیست ولی حتما پیگیری کنم واسه انجام  MRI

1 مرداد ماه انگار با من قرارداد بسته خوب باشه پارسال دقیقا همین موقع بود (ینی 1مرداد) که این پست رو گذاشتم امروزم 1 مرداد ماه 1393 روزیه که پایان نامه مو با نمره 19 دفاع کردم . ینی قراره 1 مرداد سال بعد چه اتفاق خوبی بیوفته ؟

( چه یک در یکی شد ؟

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ مرداد۱۳۹۳ساعت 15:9 توسط بانو

ساعت 2:44 شب به وقت تهران  از صبح ساعت 8 مشغول اصلاحات پایان نامه ام بودم لامصب اینقد ایراد جزئی بیخود ازم گرفته اه اه ! از روزی که  استاد راهنمام رئیس دانشکده مون شد کلا بی خیال پایان نامه ام شد برا همین منم حتی یه  بار خودمو زحمت ندادم پیشش برم ! فقط پیش  دکتر "ش"  استاد مشاورم می رفتم اونم بنده خدا سوات دوروست درمونی نداره  فکر کنم تو دولت قبلی  مدرک دکتراشو بهش دادن  جالبه ایرادای که بهم گرفته اصلا محتوایی نبودن بنده خدا فکر کرده امتحان دیکته اس صادو سین هامو ضربدر زده . این بماند قسمت جالب تر قضیه اینجاس  غلط های املائی که ازم گرفته رو با لحن دعوا برام نوشته مثلا تو فصل یک اشتباه تایپی داشتم روش خط کشیده و درستشو برام نوشته همین غلط رو تو فصل بعدی تکرار کردم اونم روش خط کشیده و با لحن خیلی تندی نوشته مگه نگفتم این نباید این طوری باشه!!! ( با سه تا علامت تعجب) دروغ نمیگم خدا وکیلی  به فصل آخر که رسیدم دیدم دیگه داغ کرده اینقد عصبی شده همون اشتباه رو مجددا متذکر شده بود ولی این سری با این محتوی:

خانم بانوی عزیز واقعا که !!!!!!!! اینو دیدم دیگه پخش زمین شدم آخه لامصب تو چی فکر کردی ؟؟؟

+ آقای میم ص که کامنت خصوصی زدین حواسم هست حتما با مادرتون تماس می گیرم ممکنه چند روزی به تاخیر بیوفته  خیلی خیلی سرم شلوغه این هفته ( جلسه ی دفاعیه ام + چکاب ام)

+ اینم لینکی که یکی از دوستان خواسته بود فقط یه چیزی عضو سایت شو تا بتونی به خوبی از مطالبش استفاده کنی.

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ تیر۱۳۹۳ساعت 2:44 توسط بانو

طبق آمارهای موجود در ایران، سالانه حدود 15 هزار زن به سرطان پستان و هزار و 500 زن به سرطان تخمدان مبتلا می‌شوند. این سرطان‌ها در اكثر موارد در زنان بیش از 50 سال و پس از یائسگی بروز می‌كند. بیماری سرطان به ندرت زنان جوان را گرفتار می‌كند. در حال حاضر هیچ‌كس به درستی نمی‌داند مكانیسم دقیق ایجاد این سرطان‌ها چیست، با این وجود در پنج تا 10 درصد موارد به ارث بردن ژنی معیوب كه در خانواده وجود دارد، ریسك ابتلا به سرطان به ویژه در زنان جوان را بالا می‌برد. در این حالت سرطان پستان و تخمدان در سنین بسیار پایین‌تر خود را نشان می‌دهند. افراد بسیاری در خانواده خود یك یا چند فرد مبتلا به سرطان می‌شناسند. اگر شما هم جزو این افراد هستید

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ تیر۱۳۹۳ساعت 12:21 توسط بانو

سرطان خیزترین کشورهای دنیا را بشناسید/وضعیت ایران چه گونه است؟

.

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ تیر۱۳۹۳ساعت 2:13 توسط بانو

وقتی استاد راهنما رئیس دانشکده بشود کار نشد ندارد!!! حتی با وجود تعطیلی دانشگاه میشه  از پایان نامه  دفاع کرد این ینی آخر خوش شانسی امروز جلسه ی دفاعیه رو گذاشتن  2 شنبه هفته بعد ولی به احتمال زیاد عوضش کنم 4 شنبه چون 2 شنبه باید برم پیش دکتر امامی واسه چکاب تیرماهم ( دوستانی که شماره موبایل منو دارن بی زحمت بهم یادآوری کنن می ترسم باز یادم بره) تیرماه با سختی شروع شد ولی آخرش داره اساسا بهم خوش میگذره جواب خوب پاتولوژیم ... قهرمان شدن ژرمن ها . . . دفاع از پایان نامه مم ...

+ خانم هایپر اکتیو عزیز اگه زحمت آنالیز این ماموگرافی رو برام بکشی یه دنیا ممنونت میشم سعی کردم ترجمه اش کنم ولی وسطاش کم آوردم دیکشنری اینقد تخصصی نداشتم  تو همون کامنت دونی برام بذارش

+ خانم دکتر "ب" یه خورده بارگذاریش طول می کشه شاید از اون باشه بازم امتحان کن . ممنون عزیزم

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ تیر۱۳۹۳ساعت 22:42 توسط بانو

مطالب قدیمی‌تر